نتایج جستجو برای عبارت :

خدا بهش بگو بیاد بگو دلم اونو میخواد

اهنگ خدا بهش بگو بياد از ارشاد
دانلود اهنگ خدا بهش بگو بياد ارشاد
دانلود اهنگ ارشاد بنام خدا بهش بگو بياد
دانلود اهنگ ارشاد به نام خدا بهش بگو بياد

آهنگ جدید ارشاد خدا بهش بگو بياد
دانلود اهنگ ارشاد خدا بهش بگو بياد بگو دلم اونو ميخواد

خدا بهش بگو بياد دلم اونو ميخواد
اهنگ ارشاد خدا بهش بگو بياد بگو دلم اونو ميخواد بگو هر چی ک دارمو میریزم زیر پاهات بیا
نیلوفر برام ارزو میكنی یه دختر بياد تو زندگیم؟
یكی بياد نگاش میكنم بگم كاش نیلوفر بود؟ یكی باشه اسمشو میخوام صدا كنم اشتباه بگم نیلوفر؟ یكی باشه باهاش جایی میرم تو دلم بگم كاش نیلوفر كنارم بود؟
من تا اخر عمر جای تو رو به هیچ كسی نمیدم
تصمیمم رو گرفتم
حالم از تك تك ادمای دنیا بهم میخوره
وقتی تو رو ندارم هیچ كس و هیچ چیز رو نمیخوام.عشق
اهنگ امشب شب قشنگیه رقص تو اونو کرده تموم کیفیت عالی با لینک مستقیم : متن آهنگ رقص چاقو. امشب شب قشنگی شده رقص تو اونو کرده تموم چاقویی که تو دستته بدو بدو بده عروس خانم. رقص چاقوی تو رو هیشکی تا حالا ندیده چاقویی که منتظرش .
اهنگ امشب شب قشنگیه رقص تو اونو کرده تموم
امشب شب قشنگی شده رقص تو اونو کرده تموم چاقویی که تو دستته بدو بدو بده عروس خانم
رقص چاقوی تو رو هیشکی تا حالا ندیده چاقویی که منتظرش بودی به دستات رسیده
جز اینکه با تو باشه و برقص
اهنگ امشب شب قشنگیه رقص تو اونو کرده تموم کیفیت عالی با لینک مستقیم : متن آهنگ رقص چاقو. امشب شب قشنگی شده رقص تو اونو کرده تموم چاقویی که تو دستته بدو بدو بده عروس خانم. رقص چاقوی تو رو هیشکی تا حالا ندیده چاقویی که منتظرش .
اهنگ امشب شب قشنگیه رقص تو اونو کرده تموم
امشب شب قشنگی شده رقص تو اونو کرده تموم چاقویی که تو دستته بدو بدو بده عروس خانم
رقص چاقوی تو رو هیشکی تا حالا ندیده چاقویی که منتظرش بودی به دستات رسیده
جز اینکه با تو باشه و برقصه
سلام به همه دوستای گلم .بچه ها تصویرسازیایی که میذارم همه برای کودکه که کاربردای مختلف داره مثلا میتونید توی کتاب داستانای کودکانه ،پوستر با موضوع کودک و .تصویرسازی کنید یعنی یک شخصیت کارتونی که فقط شما اونو کشیدید و جای دیگه نمیشه اونو دید .یک سری شباهت پیدا میشه ولی مطمعنن باهم فرق میکنن کار شما و فرد دیگه ای که مثلا جغد طراحی کرده
مثل این قحطی زده ها تا اذون رو گفتن حمله کردم سمت یخچال و شله زرد نذری رو آوردم و یک کاسه برا خودم کشیدم.بعدش تو مغزم جرقه خورد که کیک تولد دیشب یه تیکه از اون کاراملیه مونده بذا اونو هم بخورم.اونو هم خوردم.یک لیوان آب رفتم بالا :)) بعدش افطار رو آوردم و یک عالمه خوردم بعد دوباره شیطون گولم زد و گفت بپر از اون سوسیس دیشب هم بخور.و اینطوریه که حالم بده و نشستم تا غذاها هضم بشن :)) نمیتونم سرمو خم کنم روی کتاب :)) 
دانلود سریال ترکی مردگان Yasamayanlar
تا قسمت ۰۸ (پایانی) زیرنویس فارسی چسبیده اضافه شد خلاصه داستان: میا خون آشامی که دوباره در پی انسان شدن هست ولی برای این راه باید کسی که اونو تبدیل کرده به خون آشام بکشه و برای همین کار میاد به شهر استانبول تا دیمیتری کسی که اونو تبدیل به خون آشام کرده رو بکشه ولی نمیدونه که چه اتفاقایی قراره سرش بياد و استانبول چه نقشه هایی براش داره ،میا وقتی وارد استانبول میشه با یک شکارچی خون آشام آشنا میشه و تصمیم میگیره خ
یکی منو شیرفهم کنه چطور میشه یه فیلسوف بياد بگه mental events play no causal roles ؟! نه اونو می‌فهم چی میگه نمی‌فهمم چطور آخه همچین چیزی میگه.
پی‌نوشت: اون مثال لوکوموتیو اون عامو هم هیچ کمکی نمی‌کنه. مشکل من اینه آخه چطور ممکنه یه فیلسوف همچین مثالی بزنه
سر ی چیزی ک خعلی مهم نیست بین قلب و عقلم گیر کردم. از ی طرفی میدونم با تمام وجودم دلم اونو میخاد و هر چیز دیگ ای بجز اونو بگیرم بازم راضی نخواهم بود، از یه طرف دیگ ای هم عقلم خعلی سفت میگه باید حواسم ب وضعیت بابا باشه. میدونم ک اگ یکم تلاش کنم ب راحتی گول میخوره و اون کارو انجام میده با وجود اینکه مامان و محمد کاملن مخالفن ولی خب. تهش هم بعد از اون خوشحالی عظیم ناراحت شرایطی ک ب وجود اوردم میشم.
هنوزم یادمه اون روزی ک سر سفره نشسته بودیم و فهمیدم
میدونی چیه داشتم به این فکر میکردم که اون دختر الان یکسال هست که تو زندگی همسرمه .میاد دیدنش باهم میرن بیرون درسته خیلی وقتا باهم مدتی ارتباط ندارن ولی دوباره شروع می کنند.
الان دیگه به حالتی رسیدم که اگه همسرم بگه اونو ميخواد هم قبول میکنم. یه حس خوبی به خدا دارم میدونم بد برای من نمی خواد. من اینهمه جنگیدم اینهمه غصه خوردم ولی جریان به قوت خودش جلو رفت. خواستم سر خودمو گرم کنم رفتم سرکار و همه اینها رو مدیون ورود اون ادم به زندگی همسرم هستم.
ا
یه روز یه دانشمند یه آزمایش جالب انجام داد.
اون یه اکواریم شیشه ای ساخت و اونو با یه دیوار شیشه ای دو قسمت کرد. تو یه قسمت یه ماهی بزرگتر انداخت و در قسمت دیگه یه ماهی کوچیکتر که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگه بود.
ماهی کوچیکه تنها غذای ماهی بزرگه بود و دانشمند به اون غذای دیگه ای نمی داد.
او برای خوردن ماهی کوچیکه بارها و بارها به طرفش حمله می کرد، اما هر بار به یه دیوار نامرئی می خورد. همون دیوار شیشه ای که اونو از غذای مورد علاقش جدا می کرد.

اد
یه روز یه دانشمند یه آزمایش جالب انجام داد.
اون یه اکواریم شیشه ای ساخت و اونو با یه دیوار شیشه ای دو قسمت کرد. تو یه قسمت یه ماهی بزرگتر انداخت و در قسمت دیگه یه ماهی کوچیکتر که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگه بود.
ماهی کوچیکه تنها غذای ماهی بزرگه بود و دانشمند به اون غذای دیگه ای نمی داد.
او برای خوردن ماهی کوچیکه بارها و بارها به طرفش حمله می کرد، اما هر بار به یه دیوار نامرئی می خورد. همون دیوار شیشه ای که اونو از غذای مورد علاقش جدا می کرد.

اد
یه کیف دستی کوچیک داشتم که منجوق دوزی شده بود. حدود ده دوازده سال پیش مادرم اونو از مکه برام سوغاتی آورده بود. اونموقع ازش استفاده نکردم تا همین چند ماه پیش. دیدم کیف دوشی باعث میشه شونه هام خسته شه، به جاش کارتا و کلیدمو گذاشتم تو این کیف و فقط اونو با خودم بیرون می بردم. دیشب رفتیم یه مسجد برای مراسم شب عاشورا. کیفمو جلوی پام رو زمین گذاشته بودم. بین تعداد زیادی بچه ی قد و نیم قد که اونجا بودن، یه دختربچه تقریبا ۶ ۷ ساله هی میومد کیفمو برمی داش
جلد اول.قسمت سیزدهمسربازان جنگسایه درحال نزدیک شدن بود ، وقتی به فاصله نزدیکی رسید صورتش نمایان شد ، باز هم همان صورت زیبا ، صورتی سفید رنگ و جذابی داشت ، موهای بلوندش جذابیتش رو چند برابر میکرد ، واقعا حیرت آور بود با ضربه کوچک لوک به خودم اومدم .ملکه درست در مقابلم ایستاده بود و نگاهم میکرد سپس از من چشم برداشت و لوک نگاه کرد اونو هم بررسی کرد انگار منتظر چیزی بود.رو به من کرد و گفت: خب بگو ببینم تو اون گرگینه رو از کجا میشناسی؟گفتم : اممم خب
همه با هم یکی بودند حتی اگه هزار جور فکر داشتند با هم در کنار هم زندگی می کردند مثل یک خانواده که گاهی اوقات با هم قهر می کنند  و  گاهی  هم آشتی  می  کنند  اما  کینه ای  نمی شوند یکی از فامیل هایم کینه شتری  داره  هزار جور هم به اون خوبی کنند  باز هم کینه ای هست و حتی  این کینه و  دشمنی رو به  زبان میاره اون بیماری داره چون با همه مشکل داره با همسایه  دور و  نزدیک  آشنا و غریبه تنفر از وجودش  میباره اون 
دانلود اهنگ ماله منه نبینم هیچکسی دورش بياد از محمد علیزاده
اهنگ علیزاده ماله منه
اهنگ مال منه محمد علیزاده

آهنگ اون مال منه از محمد علیزاده


دانلود رایگان آهنگ مال منه محمد علیزاده

دانلود آهنگ مال منه نبینم هیچکس دورش بياد

اون مال منه محمد علیزاده
ماله منه نبینم هیچکسی دورش بياد اخه دوسش دارم اونو خیلی زیاد
دو تا دست کوچیکش رو دور پرتقال حلقه کرد و در حالی که آروم می چرخوندش، چند دقیقه  خیره خیره نگاهش کرد. بعضی وقتا اونو می انداخت زمین و دوباره برش می داشت. گاهی یه جور اونو بالا و پایین می کرد که انگار می خواد وزنش رو محک بزنه. دو تا دندون جلوش رو فرو کرد توی پرتقال و یهو گاز اسیدی پوست پرتقال پاشید توی دهنش. چشماش رو بست و پلکش رو فشرد روی هم. پرتقال رو رها کرد. دوباره برش داشت و این بار سعی کرد با ناخنش پوستش رو بکنه. پیام های بازرگانی تلوزیون حواس
بچگیام آروم و گوشه گیر بودم، جایی میرفتم مهمونی ساکت یه گوشه می‌نشستم وبه بازی کردن بقیه نگاه میکردم و منتظر بودم یکی از بچه ها بگه که باهاشون بازی کنم یا اینکه مامانم اجازه بده تا برم و باهاشون بازی کنم ، اما بیشتر وقتا این اتفاق نمی افتاد و بچه و مامانم اینقد سرگرم صحبت و بازی بودن که من رو یادشون میرفت. این بود که همیشه تو حسرت اون لحظه بودم حتی اگه جایی دیگه هم بازی می‌کردم بازم فکرم تو موقعیت قبلی بود و حسرت میخوردم. الان که بزرگ شدم هم ه
جلد اول.قسمت سیزدهمسربازان جنگسایه
درحال نزدیک شدن بود ، وقتی به فاصله نزدیکی رسید صورتش نمایان شد ، باز
هم همان صورت زیبا ، صورتی سفید رنگ و جذابی داشت ، موهای بلوندش جذابیتش
رو چند برابر میکرد ، واقعا حیرت آور بود با ضربه کوچک لوک به خودم اومدم .ملکه درست در مقابلم ایستاده بود و نگاهم میکرد سپس از من چشم برداشت و لوک نگاه کرد اونو هم بررسی کرد انگار منتظر چیزی بود.رو به من کرد و گفت: خب بگو ببینم تو اون گرگینه رو از کجا میشناسی؟گفتم : اممم
واقعا این فیلمای چرت و در پیت چیه نگاه میکنین!؟
 
نمیگم همه تون میبینین
 
ولی این فیلم های چرت و این برنامه های چرت رو اگه شماها Attend نکنین دیگه مهران مدیری به خودش اجازه نمیده بياد کنسرت بذاره و اهنگهای هایده بانو رو بخونه! 
یه سری فیلمای چرت اومدن مثل اون عاشقانه و اون یکی از فرهاد اصلانی توش هست،
 
همه ش درباره شون پیام میگیرم از فامیلامون،
وای هومن سیدی اینو گفت وای اونو گفت،
 
حالا درسته که هومن سیدی یه و هم شهری ماست و دوست داشتنی و خوش
خب خب خب. بوشهر رفتن ما حتمی شد و اندازه هزار سال کار واسه انجام دادن دارم!!! اما از صبح که بیدار میشم یه گوشه میشینم تا ظهر میشه!! انگار تو این دنیا نیستم اصلا! ولی عوضش بعد از ظهرا اندازه دو هزار سال کار میکنیم!
وای اگه بدونید چه اتفاقات عجیب و غریبی میوفته تو این گیر و ویر! مثلا تو یه اتفاق خیلی عجیب یه قسمتی از کمپرسورمون شکست! که از اونجایی که اینجا ته دنیاس قطعه ش گیرمون نیومد. یه کمپرسور تو محل کار همسر بود که بلااستفاده بود مدتها. اونو آور
احساس تنهایی میکنم
قلبم یخ زده
چرا دیگه نمیتونم عاشق بشم؟ شایدم آش دهنسوزی نباشه.
یکی ميخواد بياد این تنهایی رو پر کنه،دست بردار نیست، منطق حالیش نمیشه، ما دنیامون فرق داره، ازش هم خوشم میاد و هم بدم میاد.ولی اون مثل اینکه بدجور عاشقم شده. احساس میکنم ميخواد بياد منو محدود کنه.
منطق میگه ولش کن
احساس میگه so, so
پس بی خیالش میشم
نمیخوام خودمو فدای عشقی که تو قلب یه نفر دیگست، بکنم. اصلا بره بمیره. واسم مهم نیست
توی فصل پروازبازم دل شکستهپرنده نشستهنشسته همونجاهمونجا که بغضشتو روزای سرماهمیشه شکستهیه روز خزونییه مرغ شکاریزد و جفشو بردهمین شاخه بودشهمین شاخه ای کهکنارش ، شکستهغم و غصه هامونصداشون سکوتهبا چشمای بستهبازم میشه پر زدبازم میشه سر زدولی باز خیالیبه روزای رفتهبا یه ذهن خستهچرا هیچ عقابیسراغش نمیاداخه این پرنده دلش اونو ميخوادیه جفت خیالی یه دنیای دیگهیه روز خزونیپرنده که رفته
4
اینجانب به شدت وحشتناکی کمال گرام. درین حد که حتی حاضر نیستم برقارو بزنم و فقط کامپیوترارو میزنم و فقطم اصفهان!(تهرانم جهت شادی روحم میزنم :))) اصن با مغزم جور در نمیاد. دو شبانه روزه که با فکر اینکه خب، الویتت چیه، اینو ترجیح میدی یا اونو، و هی سعی میکنم بین دو راهی های مختلف نگاه کنم ببینم کودومو میخوام، من برق صنعتیو ممکنه بیارم، احتمالش خیلی زیاده، بعد نمیدونم، برم؟ نرم برم خود اضفهان کامپیوتر؟ نمیدونم. چل شدم بقرعان! :| 
از یه طرف فک میکنم
دانلود موزیک پورتوریکو 25 باند با لینک مستقیم

ریمیکس پورتوریکو 25 باند
دانلود موزیک ویدیو پورتوریکو 25 باند با لینک مستقیم

دانلوداهنگ پورتوریکو از 25 باند

دانلود آهنگ پورتوریکه با کیفیت 320
اهنگ 25 باند به نام هرکی اونو دیده از دنیا بریده
دانلود اهنگ 25 باند هرکی اونو دیده از دنیا بریده
دانلود آهنگ 25 باند puerto rico
دیروز اومده بود دنبالم دم خونمون با کمال تعجب رفتم نشستم تو ماشینش گفتم اینجا چکار میکنی؟؟؟ مگه قرار نبود حالا حالاها برنگردی! گفت سه چهار روزه ک برگشته و مثل اینکه اونجا کارای اصلیشو کرده و بعد سپرده ب یکی ک مورد اعتمادشه(میشناسمش) و خودش برگشته ایران و بی مقدمه گفت مامانت بهم گفته ک این چند روزه دوباره زدی سیم اخر بد نگاش کردم و بعد یهو هنو از تعجب اینکه اینجا چکار میکنه درنیومده بودم ک دوباره یکی دیگه . در کمال و اوج تعجب گفتم چی؟؟؟ ماما
چهارشنبه ای که گذشت،به همراه خانواده بازار زنجان بودیم.چند دقیقه ای به خاطر کار بانکی پدرم، تو پیاده رو منتظر بودیم که یک مرتبه یه خانم پیر زنبیل به دست، با چادر گل دار اومد سمت عمه ام. بی مقدمه برگشت گفت: دنده هام شکسته.» عمه هم بهش گفت: خب برو دکتر.» و اون پیرزن غمگین جواب داد: دکتر برم ميخواد چی بگه؟ می خواد بگه برو عکس بگیر دیگه.» و بعد هم راهشو گرفت و رفت.
خیلی دلم گرفت.خیلی. میدونم ترکی حرف زدن بلد نبودم و سنی هم نداشتم که بخوام با ا
عمل جناب میم به سلامتی انجام شد و دکتر براش ده روز مرخصی و استراحت نوشت و انجام هرگونه فعالیت سنگین رو منع کرده و به هیچ عنوان نباید کاری بکنه که به کمرش فشار بياد و نباید چیزی رو برداره و جابجا کنه و.
من ولی حال دلم خوبه این روزها و با کلی عشق پرستاریش رو میکنم.از نظر مالی و روحی خداوند انگار نگاه ویژه ای به ما داشته و کلی اتفاق کوچیک کوچیک خوب این مدت افتاد و من ممنون این نگاه و این توجه اش هستم.خانواده میم و بخصوص خواهرش هم این چند روز کمک حال
فکر کنم آقاتمیزی رو بشناسید دیگه . قرار بود وقتی میاد ساختمان رو تمیز کنه ما براش ۲ تا لیوان چای بزاریم . ما براش یه فلاسک یک لیتری خریدیم . من اونو براش پر چای میکنم و با یه لیوان و قندون و گاهی چند تا بیسکویت میزارم .به لکه گریز بودن منم احتمالا واقفید. قضیه اینجاست که من مثلا هر دوماه لیوان های خودمونو با وایتکس میشورم . نمیدونم چجوری تمیزی از لیوانش استفاده میکنه که هر سری انگار یکماهه رنگ ریکا به خودش ندیده و من هر هفته مجبورم با وایتکس بشور
دیشب شب قدر بوداین  شبا دعاکنین هرچی تو دلتون چسبیده فسیل شدع بکنین بندازین دورحرف بزنین حرف حرفارزوهاتو بنویسین اخر سال جمع بندی کنین ببینین چی ب چی شدهمن سال قبل یه چیزایی خاستم ک بهش رسیدم حتی اگه ظاهرا چیزی تو زندگیم نباشهخوب بود شکراز شروع سال جدید یه حس هیچی مهم نیست دارماین روزا حالم خوبه و در عین حال هیچی حالیم نیستشب حرف زدم باخدادعا کردمو اینکه دعاکردم یا مهر اونو از دل من برداره یا اونو عاشق من کنهتو یه دوره عجیبی از
خب اینکه بخوای یه چیزی که توی زندگیت هست رو خیلی سریع ببری بیرون فوق العاده سخته.من این کارو کردم :)
چیزی که شب و روزمو باهاش میگذروندمو رو راحت شستم گذاشتم کنار.
این کار خیلی سخت بود خیلی:(اگه به خود،خودم باشه هنوز دوست دارم اونو داشته باشم.
اما به خاطر صحبت ها و بحث های بسیار با مامان جان و خواهر جانا و.که میدونم صلاحم رو میخوان گذاشتمش کنار .
حس معتادی رو دارم که ترک کرده:(
خلاصه بگذریم ،هنوز نتونستم چیز جایگزینی براش پیدا کنم:(
پ ن : میتونی
یک حس دل گرفتگی عجیبی دارم امشب! نمیدونم چرا؟! حس میکنم خدا (البته اگر باشه ) مثل یک مادر سخت گیر وایساده اون بالا و اصلا حاضر نیست باهام صحبت کنه! منم مث بچه های تخس محلش نمیدم . اما تو خلوتم دلم برا بغلش تنگ شده و نمیدونم بهونه ام چیه که نمیرم سمتش . میدونم دلش مهربونه اما نمیتونم غرورم و بگذارم زیر پام! نمیدونم برا چی؟! غرور چی؟! بهونه چی؟! دلم ميخواد اون بياد منت کشی! بياد بغلم کنه بلندم کنه ببره پیش خودش بخوابونتم. من مثل چسب بهش
خیلی آروم پناه میارم به وبلاگم. حال روحیم بیحاله! اما به خاطر نازبانو بلندشدم‌. ظرفا رو شستم. غذا گذاشتم(عدس پلو) لباسا رو جمع کردم. یه سری رو ریختم ماشین لباسشویی. یه سری  که مال نازبانویه باید برم بندازم تو وایتکس و بعدم ماشین. چند تا کابینتو نازبانوجان ریخته بیرون‌. و من فقط بهش لبخند زدم و خندیدم. آخه این کابینتا تکی هست و نمیتونم ببندمشون. خب اونم حوصلش سر میره! وسایل کیکو برده و پخش اتاقش کرده. یه سری جلوی تی وی ریخته و  الانم داره
راستش نمیدونم در مورد پاسپورت فضایی چیزی شنیدید یا نه اما این جزو لوازم یه فضانورده که مهر شده س و برای اینه که اگر فرد تو فضا سرگردان بشه یا احتمالا ادم فضاییا پیادش کنن اونو نشون یده البته که نمیدونم همچین چیزی واقعا جواب بده یا نه :))
این روزها اونقدر فشار رومه که طاقت هیچ حرفی رو ندارم، به شدت خسته ام، دلم ميخواد یه جایی که فقط اسمش خونه باشه رو بگیریم و فقط تموم شه بعدش درو ببندم و یه دل سیر گریه کنم دلم ميخواد روزها و شبهایی بياد که دیگه به این چیزا فکر نکنم دلم ميخواد دیگه نشنوم که دیگران چقد بسازن که یاد بگیر که تحمل کن که چقد ضعیفی دلم خونه ای رو ميخواد که بهنام هر روز بياد توش، باهم غذا بخوریم دعوا کنیم فوتبال ببینیم و عادی ترین آدمای این جهان باشیم من از همه آدم ه
این اسم یکی از بازی های زمان کودکیم بود. بازی رو یادم نیست چجوری بود. شاید بعد از نوشتن این پست یادم بياد. ولی این بیت کوتاه پیام قوی داره با یه بار منفی، مگه نه؟تو رو فراموش کردم!تو رو از یاد بردم!یه دلگیری خاصی تو این جمله هست یا تهدید، یه جور التیماتوم.کی می خواد کسی که آشنا بوده، عزیز و خودی بوده و. اونو فراموش کنه؟من دلم نمی خواد.ولی بدم هم نمیاد بعضیا که تو زندگیم بودن رو فراموش کنم. گاهی اینکار رو انجام میدم! خودشون با رفتارشون این کار رو
شبا که میخوابه سعی میکنم بهش نزدیک‌تر شم و تو فاصله‌ای که تا جای ممکن چسبیدم بهش نفس بکشم چون خیلی بوی خوبی میده.بالشا که بوی اونو میدن بغل میکنم و به این فکر میکنم دو هفته‌ی دیگه باید برم خونه و دو سه ماه نبینمش و دلتنگیم واسه این بو رو چیکار کنم
خب دوستان بازم با یه گیلیچ دیگ اومدیم خدمتتون
(آقا این گیلیچ دو نفرس و به هیچ وجه یه نفره نمیشه زد اینو از الان بگم)
خب این گیلیچ داخل Rhodes انجام میشه
_اول شما باید یه panter یا حمون پلنگ شکار کنید که جای دقیقشو زیر این پست میگم بهتون
☆برید به سمت قصابی Rhodes اونجا لاشه رو بدید به دوستتون و ازش بخاید دقیقن مثل ویدیو با لاشه ای که پشت اسبشه بره بین اون چوبا و طوری اسبشو بزاره که گیر کنه|
☆خب حالا باید پیاده شه و روی اسبش L2 رو نگه داره و دایره رو بزنه که ا
 
 
شرلوک توی مسابقه ی مشت زنی شرکت کرده. داشت مغلوب میشد . تا اینکه یه دستمال سفید رنک گلدوزی شده دید 
((آیرین))
توی جمعیت تماشاچی دنبال ایرین گشت و اونو دید. داشت بر سر بردن شرلوک شرط میبست . شرلوکو دید و بهش چشمک زد
شرلوک با بررسی نحوه ی ضربه به مکانهای خاص بدن رقیبش اونو تونست ببره
.
.
.
توی قسمت بعدی فیلم ایرین و موریارتی توی یه رستوران باهم ملاقات میکنن.به خاطر عدم کارامد بودن ایرین،موریارتی اون رو کنار میزاره و وقتی ایرین میخواسته
وقتی یه چیز جدید و خوبی یاد می گیرم
خیلی زود به یکی اونو می گم
خیلی دوست دارم یکی هم تو خوشحالی و حس خوبم شریک باشه
همیشه هم به ضررم بوده و ضربه اش! را هم خوردم
ولی چه کنم #مهربونم
دست خودم نیست
نمی تونم تنها خوری کنم!
ذاتا خیر رسانم!
خدایا شکرت
الحمدالله
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

اداره کتابخانه های عمومی شهریار طوفان واژه ها کلینیک فنی و تخصصی بتن ایران ( کلینیک بتن ایران ) عکس پروفایل یه کاکتوس امیدوار هیات محبان ام البنین (س) شادگان فروشگاه فایل فرا سایت مزایای فروش اینترنتی طلا و جواهر "eDvArDo"