نتایج جستجو برای عبارت :

منو حالا نوازش کن وبلاگ

در این پست برای شما یک قالب بسیار شیک و کاربردی آماده کردیم که برای صفحه خطای 404 شما بسیار عالیه و میتونه بسیار از کاربراتون رو نوازش کند. برای دانلود و استفاده با هایپرتمپ در ادامه مطلب باشید.
هایپرتمپ | قالب وبلاگ | قالب وردپرس | گرافیک
منو حالا نوازش کن ، که این فرصت نره از دست
شاید این آخرین باره ، که این احساس زیبا هست
منو حالا نوازش کن ، همین حالا که تب کردم
اگه لمسم کنی شاید ، به دنیای تو برگردم
هنوزم میشه عاشق بود ، تو باشی کار سختی نیست
بدون مرز با من باش ، اگر چه دیگه وقتی نیست
نبینم این دم رفتن،تو چشمات غصه میشینه
همه اشکاتو میبوسم ، میدونم قسمتم اینه
تو از چشمای من خوندی ، که از این زندگی خستم
کنارت اونقدر آرومم ، که از مرگ هم نمیترسم
تنم سرده ولی انگار ، تو دستای تو آت
دانلود رایگان فوت و فن‌های نوازش (نوازش هنر عشق ورزیدن است) علی شمیسا


فوت‌
و فن‌های نوازش (نوازش هنر عشق ورزیدن است)» به قلم دکتر علی شمیسا
(-۱۳۴۶) به مسئله مهم نوازش و ابعاد و انواع آن و هنر نوازیدن در روابط
شویی می‌پردازد.





مفهوم
نوازش، یکی از مفاهیم بسیار مهم در روابط انسانی است که اگر در زندگی
کمرنگ یا حذف بشود، می‌تواند تأثیراتی مخرب برجای بگذارد. نوازش مفهومی است
که به درجۀ پایین و بالا بودن هوش عاطفی مرب
آن شب هم مثل شب های دگر بود 
با همان نغمه و سوت 
با همان ساز سکوت
باران می بارید 
چتر احساس مرا خیس می کرد
من در ایستگاه تکرار ها
ودر آمد و رفت بی گمان قطار ها
در انتظار مسافری بودم؛جا مانده از قلبم
گاهی نگاهم به ساعت
گاهی نگاهم به شهر
و گاهی به ریل های قطار
اما به ناچار
انتظارم را در دل می خوردم
و خودم را دل خوش می کردم:
به نوازش های باران
به باد های روان
و به ابر های سرگردان.
آن شب هم مثل شب های دگر بود!
از میان تمام نوشته های ادبی ات ، تنها یک کدامشان سهم من بود ، که هیچ شبیه آنهایی که برای او مینوشتی نبود . 
آرزو داشتم روزی برایم چیزی بنویسی تا روحم را نوازش کنی ، تو هم یک چیزی نوشتی اما به جای نوازش ، مشتی حواله ی گیجگاه من کردی ، که روزها در اغمای اندوه و بهت  به سر میبردم . 
از نوشته هایی که برایت نوشته بودم تعریف کردی و گفتی تو فقط باید قلم به دست بگیری .
اشتباه میکنی نامهربانم ، من کافیست فقط برای تو قلم به دست بگیرم ، انوقت شاید چیزی بنویس
خب.من نویسنده هستم و به پیشنهاد یکی از دوستهام که می گفت وبلاگ بزنم و رمان هام رو اونجا بنویسم،
این وبلاگ رو زدم.
در واقع من نویسنده رمانهای جنایی،پلیسی و ترسناک هستم و تا حالا عاشقانه ننوشتم.
اما این وبلاگ رو طراحی کردم تا فقط علاقه مندان رمان های ترسناک و جنایی رو در این وبلاگ جمع کنم.
شاید بگید رمان عشاقانه بهتره.
اما اینم بدونید که همه چیز،رمان عاشقانه نیست و این ژانر،کلا سبک خاص خودشو داره که من تا حالا تو اون بخشش نبودم.متاسفانه!
اما اگ
سرویس وبلاگ دهی چیست؟وبلاگ نویسان معمولاً به مسائل فنی وبلاگ خود کاری ندارند. مگر اینکه خواسته باشند تغییری در قالب وبلاگ خود ایجاد کنند و یا ابزاری را بدان بیافزایند؛ فقط در همین حد. در حالی که این مدیران سرویس وبلاگ دهی هستند که کار مسائل فنی را پی می‌گیرند و به بهبود و رفع ایرادات آن کمک می‌کنند. از این رو یک وبلاگ نویس معمولاً روی تولید محتوا و نوشتن مقاله زمان می‌گذارد و برای این کار نیاز به محیطی دارد که فضا و نشانی مورد نظر را به وی د
عمیقا دلتنگ دوران وبلاگ نویسی هستم که منتظر پست جدید رفقا بودیم و در انتظار کامنت جدید، صفحه ی مدیریت را رفرش می کردیم. حالا که اینجا سوت و کور تر از همیشه شده در کانال تلگرامم می نویسم. باشد که دلتنگی وبلاگ را برایم قدری التیام ببخشاید.
@kanoomemoaven
سکوت اینجا رو دوست دارم.
دیروز که بهم گفتی آدما خب وبلاگ می نویسن که بقیه بخونن، اگه نمیخواستن بقیه بخونن که توی سررسیدشون می نوشتن.
هرچی فکر کردم دیدم من واقعا وبلاگ رو به خاطر این که بقیه میخونن نمی نویسم.من وبلاگ نویسی میکنم که وبلاگ نویسی کرده باشم.یعنی همین که یه وبلاگ داشته باشم حس خوبی بهم میده.
حتی این که کسی نظری بده و بخوام جواب بدم هم ندارم چه برسه بخوام برم وبلاگ یکی دیگه نظر بدم.
باشد که رستگار شوم:))
امروز بعد از مدت ها فرصتی دست داد تا مطالب منتشر شده قبلی وبلاگ تازه های بیان را مرور کنم. متاسفانه برخی از وبلاگ های که در گذشته بسیار فعال بودند حذف شده بودند و موضوع و محتوای برخی از وبلاگ ها به طور کامل تغییر داده شده بود. به همین دلیل یک بررسی روی همه وبلاگ های معرفی شده داشتم و به ناچار برخی از مطالب را حذف کردم.
در نهایت برای اینکه مخاطبان این وبلاگ با لینک های حذف شده یا وبلاگ هایی با محتوای اشتباهی مواجه نشوند، تصمیم دارم که با وسواس بی
سلام صبح بخیرهمین طوری انروز اینو باز کردم تا حرف بزنم. دلم انگار پر حرفه نه بیشتر پر از نازه پر از نیاز پر از قربون صدقه رفتنپر از نوازش کردن و در اغوش کشیدنچقدر دلم می خواست بغلش کنم.محکم و سفت اکنقدر که قشنگ حسش کنم تو بغلم.دلم می خواست بشینم اونم کنارم دراز بکشه و سرش رو بگذارم رو قلبم و در حالی که صورت مثل ماهش رو اروم اروم نوازش می کنم ساعتها تو ارامشی که بهش می دم بخوابه.و من اروم بارها و بار ها و بارها ببوسمش.دستم رو بگرازم روی پیشنویش
سلام به هر کس که همین الآن در حال خوندن وبلاگ منه. یک سال بود که آی دی و پسوردم رو تایپ نکرده بودم. اصلا یادم رفته بود که وبلاگ دارم.
چند وقت پیش مطالب شاهین کلانتری رو می‌خوندم؛ حس کردم بهتره برگردم به وبلاگ نویسی. اقرار می‌کنم پارسال هم که مصطفی بهم پیشنهاد وبلاگ نویسی داد و من هم نصفه و نیمه به حرفش گوش کردم، چندان نتیجه‌ی دلچسبی نداشت. قبول دارم وبلاگم به درد بخور نبود. 
هنوز هم زیاد با فوت و فن وبلاگ نویسی آشنا نیستم، اما حالا فهمیدم که بر
بیش از یک هفته است از هیچ جا و هیچ کسی خبر ندارم. خودم خواستم. این طور دوستان سره از ناسره بهتر شناخته می شوند! تمام ارتباطاتمان وصل است به این فضای مجازی کوفتی. فضای مجازیِ پر از سوء تفاهم. پر از تصویرهای غلطی که -ناخواسته- از خودمان نشان می دهیم و از دیگران هم باور می کنیم. تصویرهایی که حتی اصلشان بهتر است.
حالا پس از مدتی برگشتم به اصل خویش. به وبلاگ نویسی.
سلام سال نو مبارکمیدونم از آخرین دل نوشتم خیلی میگذره. دلم خیلی تنگ شده بود واسه نوشتن ،واسه خوندن وب ها.دیشب دلتنگیم یهو قلمبه شد و اومدم وبلاگ.اومدم یه سر کوچولو زدم و رفتم تا حداقل یکم از دلتنگیم کم بشه.حالا طول میکشه تا برسم به زمان حال همه وبلاگ ها.تقریبا از دوهفته قبل عید پست های نخونده موندددده تا حالا.حالا چی شده فاصله افتاده؟ از اون جایی که من خیلی دلی مینویسم ( بله میدونم دارید تایید میکنید) این چند وقت که ننوشتم حال دلم
خوندن همیشه بهم آرامش میداد، کتاب خوندن، مجله خوندن، وبلاگ خوندن، تقریباً از پونزده سالگی وبلاگ میخونم. اون زمان وبلاگ دکتر شیری رو خیلی دوست داشتم و وبلاگ گوریل فهیم
عالی بودن یه وبلاگ مثل وبلاگ دکتر شیری که پر بود از مطالب روانشناسی که کلی با بیان خوب اونها رو توضیح میداد و یه وبلاگ هم مثل گوریل فهیم که از اون سر دنیا مطالب رو خیلی وقتها در قالب طنز می گفت و روحمو تازه می کرد. یه عالمه وبلاگ دیگه که با خوندشون انگار با نویسنده هاشون همذات پ
سلام دوستان، امروز داشتم با رفیق عزیزم(مبینا) صحبت میکردم ، که مبینا گفت که خیلی دوست داره بدونه که هرکدوم از این آدما برای چی وبلاگ زدن. منم به ذهنم رسید که اینو چالش کنم، پست بذارم، لطفا بگید که چی شد که به ذهنتون رسید وبلاگ بزنید، چرا به سمت وبلاگ اومدید و حالا چرا موندگار شدید؟؟
از همه ی دوستتون هم دعوت بنمایید:)
خودم شروع کنم اولیشو:
یه بار توی مدرسمون کلاس پنجم گفتن که مسابقه وبلاگنویسی گذاشتن، مامانم بهم گفت : تو که هرچی هست میری یاد میگ
داشتم فکر می‌کردم چه خوب می‌شد اگر بیان یک اپلیکیشن برای موبایل می‌داشت. وقتی توی گوگل جست‌وجو کردم متوجه شدم انگار سرویسای وبلاگ‌نویسی بزرگ مثل وردپرس، ویکس، بلاگر، تامبلر و . هم نرم‌افزار و هم اپلیکیشن دارن. حالا که همه دارن، ما چرا نداشته باشیم؟ البته من تا حالا نه از سرویسای خارجی استفاده کرده‌م، نه با اپلیکیشن‌هاشون کار کرده‌م که بدونم دقیقاً چه امکاناتی دارن. فقط به‌طور کلی یه همچین پیشنهادی به ذهنم رسید، گفتم مطرح کنم ببینم
داشتم فکر می‌کردم چه خوب می‌شد اگر بیان یک اپلیکیشن برای موبایل می‌داشت. وقتی توی گوگل جست‌وجو کردم متوجه شدم انگار سرویسای وبلاگ‌نویسی بزرگ مثل وردپرس، ویکس، بلاگر، تامبلر و . هم نرم‌افزار و هم اپلیکیشن دارن. حالا که همه دارن، ما چرا نداشته باشیم؟ البته من تا حالا نه از سرویسای خارجی استفاده کرده‌م، نه با اپلیکیشن‌هاشون کار کرده‌م که بدونم دقیقاً چه امکاناتی دارن. فقط به‌طور کلی یه همچین پیشنهادی به ذهنم رسید، گفتم مطرح کنم ببینم
به نظر من زیباترین کلمه مازندرانی "بِلاره" هست!
قطعا مازندرانی ها از مادرها و مادربزرگهایشان این عبارت را زیاد شنیده اند: "ته بلاره"
این کلمه در حالت کلی به معنای "فدایت شوم" یا "قربانت شوم" میباشد و به نظر من نوعی نوازش عاشقانه مازندرانی است.
حدس میزنم بلاره از مشتقات کلمه "بلا"ست. به معنای بلا! یعنی درد و بلاهات برای من.
همانطور که گفتم در نوازش های مازندرانی، در مویه هایشان به شدت از این واژه استفاده میشود. اما به همان اندازه در اشعار مازندران
بعضی از وبلاگ نویسای عزیز ، برای جذب بازدیدکننده بدون این که حتی کلمه ای از مطلب رو بخونن ، فقط به پایین مطلب و به قسمت نظرات مراجعه می کنن و یه سری جمله می نویسن مثل :

وبلاگ خوبی داری .
مطلب خوبی بود
چقدر زیبا می نویسی .
چه وبلاگ قشنگی داری
نمی دونم چرا هیچ جوره نمی تونم با این افراد کنار بیام ! خیلی رو مخن :|
یک چیز خفنی هدیه  گرفته ام. البته هدیه که نه . قرارست هر وقت داشتم پولش را بدهم . اما یک جوری بی پولم  که تا مدتها نمی توانم کاری پیش ببرم . در نتیجه خیلی هدیه طور است آن هم سورپرایزی که کلی غلغل محبت و توجه پشتش خوابیده. توی شناسنامه، اسمش سرفیس است اما من بهاران صدایش می زنم.چرا؟ چون مثل گلهای بهار لطیف و قشنگ است. صفحه ی تاچش درست مثل نوازش نسیم بهار نرم و نازک است. بوی جوانه و شکوفه هم می دهد( همین قدر شاعرانه :) از داشتنش مشعوفم آن قدر
حذفش نمیکنم چون دلم نمیاد. یه آرشیو دو ساله س از نوشته هام. با وبلاگ قبلی میشه دو سال. میذارم همینجوری بمونه. اما دیگه پستی نمیذارم. چقدر زمان زود میگذره. دو ساله که اینجا مینویسم. دنیای وبلاگ نویسی ِ قشنگ. وقت خداحافظیه
خداحافظ وبلاگ قشنگم. 
بیان هم شده اینستاگرام!
شده دیجی کالا
از وبلاگ و فضای وبلاگ، آنچنان که تصور میکردم خوشه چینی نکردم.
معدود نویسنده های خوبی هستند که واقعا نویسنده اند. آنها هم در این وضعیت گل و بلبل از درد اقتصاد و بی کسی و بی پولی زار شده اند و دستشان به نوشتن نمیرود.
با سلام
این وبلاگ، محلّ نشر آثار گروه تبلیغی فارابی است.
نویسندگان این وبلاگ، جمعی از طلّاب هستند که در کنار دروس حوزوی، در رشته‌ی جامعه‌شناسی هم تحصیل کرده‌اند.
هدف ایجاد این وبلاگ:
بیان مطالب تخصّصی جامعه‌شناسی، به زبان ساده، برای عموم مردم.
نکته 1:
عرضه‌ی محصولِ نهاییِ کارگروهی ما، إن‌شاءالله از یکی دوماه آینده شروع خواهدشد، امّا تا آن موقع، وبلاگ با مطالب مرتبط و یا فیش‌های خام تحقیقی به روز رسانی خواهدشد.
نکته2:
إنشاءالله این وبلا
توضیحات: تفاوت وبلاگ و طراحی سایت

تفاوت اصلی بین وبلاگ و وب سایت این است که وبلاگ برای وب سایت ها ایجاد می شود و وب سایت ها مکانی هستند که وبلاگ ها در آن نوشته می شوند.
وبلاگ ها مجلاتی آنلاین برای استفاده ی عموم می باشند. تفاوت بیشتر این دو را در مطلب زیر مطالعه نمایید

ادامه مطلب
سلام من زهرا نویسنده ی این وبلاگ هستم .خواستم از شما نظر خواهی کنم برای وبلاگم . به نظر شما این وبلاگ را به وبلاگ بازیگران و خوانندگان ودر کل تمام افراد معروف در هر جای دنیا کنم ؟؟ یا به چیز دیگه ای تبدیل کنم ؟؟ لطفا نظر بدید شدیدا به نظراتتون نیاز دارم . با کمال تشکر .
بسم الله الرحمن الرحیم 
بعد از حدود سه سال به عرصه‌ی وبلاگ نویسی بازگشتم. دلیلش هم خیلی ساده است. وبلاگ یکی از عزیزان رو دیدم و دوباره ترغیب شدم که به سمت وبلاگ برگردم. 
در این سه سال زیاد نوشتم. ولی برای خودم. شاید بعضی هاشون رو این‌جا منتشر کردم. 
فکر می‌کنم این جا هم ماندگار تره و هم می‌تونه اتفاقات تازه‌تری رو رقم بزنه. 
من همیشه دوست‌ داشتم یه وبلاگ همه پسند داشته باشم به نظر شما چه‌چیزی این وبلاگ کم داره که اگه داشته باشه بهتر میشه لطفا برای من بنویسید این وبلاگ با چه چیزی بهتر از الآن میشه باید چه امکاناتی را اضافه کنم و هرچیزی که باعث بهبود سایت میشه پیشاپیش از همه شما تشکر و قدردانی می‌کنم لطفا به من در پیشرفت این وبلاگ کمک کنید‌.(مدیریت‌‌گیم‌پلی‌برتر)
- سلام، اینجا کجاست؟
+ همونطور که از عنوان وبلاگ میشه تشخیص داد، من محمد جواد منصورزاده هستم و اینجا هم وبلاگ منه. اگه مایل هستید بیشتر درباره من بدونید شاید صفحه درباره در منوی بلاگ بتونه بهتون کمک کنه. برای چندمین بار شروع کردم به نوشتن وبلاگ. امیدوارم اینبار بلاگ نویسیم پایدار بمونه. 
- اینجا چجور جایی قراره باشه؟
+ راستش من یه مشتاق یادگیری هستم. همیشه دوست دارم مطالب و مهارت‌های جدید یاد بگیرم. قصد دارم از این به بعد مهارت‌های جدیدی رو ک
قبلا اوضاع بهتر بود. چیزکی به ذهنمان می زد و توی وبلاگمان می نوشتیمش. الان یک توییت میزنی، میبینی خوب از کار در آمد، توی کانالت هم می گذاری اش. بعد می گویی اصل وبلاگ است. توی وبلاگ هم پستش می کنی. بعد تازه یادت می آید که ای بابا اینها هیچ کدام مخاطبی ندارند اصلا! حالا وقت پست یا استوری اینستاگرام کردنش است!
این وسط مخاطبین مشترک که اذیت می شوند به کنار، کسانی که بیش از دو جا را می خوانند می گویند: اینو ببین! فک کرده شاهکار نوشته از چند جا میکندش تو
گوشت چرخ کرده که خوب با پیاز تفت داده شد، درِ  کابینت ِ بالای گاز را باز کردم و شیشه ی ادویه را برداشتم. هر چه تکان ش دادم اما، خودش را دریغ کرد از  مایع ماکارونی من . اول ش فکر کردم که خالی شده. بعد گرفتم ش بالا،  روبروی لامپ، تا از میان نقش و نگار های شیشه اش ببینم که در دلش چه خبر است. خالی نبود اما انگار کلی دانه و برگ سابیده نشده  ی ادویه ته شیشه جمع شده بود. در شیشه را باز کردم و هر آن چه مانده بود ته شیشه ، برگرداندم کف دست م. با نوک ان
در اینجا https://roudaki.persianblog.ir/ به دنیایی از اطلاعات و ترفندها دست پیدا می کنید که قطعا به دردتون می خوره.
این وبلاگ تقریبا در مورد هر موضوعی که فکرش را بکنید محتوا در خودش داره. از جملاتی برای حفظ رابطه دوستانه با همسر گرفته تا آموزش مخ زنی و بسیاری موضوعات دیگه را در این بلاگ میتونید پیدا کنید.
آنطور که مشخصه این وبلاگ تا پنج سال پیش عالی پشتیبانی میشده اما ظاهرا پسر خوب هم به سرنوشت سایر وبلاگ نویس ها دچار شده.
راستی چه شد که یهویی وبلاگ نویسی او
گوشت چرخ کرده که خوب با پیاز تفت داده شد، درِ  کابینت ِ بالای گاز را باز کردم و شیشه ی ادویه را برداشتم. هر چه تکان ش دادم اما، خودش را دریغ کرد از  مواد ماکارونی من . اول ش فکر کردم که خالی شده. بعد گرفتم ش بالا،  روبروی لامپ، تا از میان نقش و نگار های شیشه اش ببینم که در دلش چه خبر است. خالی نبود اما انگار کلی دانه و برگ سابیده نشده  ی ادویه ته شیشه جمع شده بود. در شیشه را باز کردم و هر آن چه مانده بود ته شیشه ، برگرداندم کف دست م. با نوک ان
هممم راستشو بخواید میخوام حذف کنم برم.خواستم بیخبر نرمو خبری بدم که بهم نگید بی معرفت.خوب اینجا فقط داره خاک میخوره هم آزارم میده هم ارامش.ولی ازارش بیشتره.به خاطر همین پاک میشه یه چند بیت از لالایی زند وکیلیم بگمو بریم واسه خدافظیلالا کن دختر زیبای شبنم لالا کن روی زانوی شقایقبخواب تا رنگ بی مهری نبینی تو بیداریه که تلخه حقایق تو مثل التماس من میمونی که یک شب رو شونه هات چکیدمسرم گرم نوازش های اون بود که خوابم بردو کوچش رو ندیدمحالا
وبلاگ بیا تو نقد قصد صحبت و بحث در مورد موارد خاص کسب و کار و موارد موردنیاز اجتماع انسانی می باشد.
 
در این وبلاگ ما میتوانیم مطالب مختلف و شرایط کاری و تجاری ایران را بررسی کنیم و موارد جذاب و پر مخاطب این قسمت را پیشنهاد کنیم.
بنده سعی می کنم تا موارد و مسائلی که باعث رشد کسب و کار و یا روابط اجتماعی ما می شود را بررسی کنیم.
 
اگر می توانید ما را در این امر یاری فرمایید.
 
با تشکر مهدی (livecoder)
 نقد و بررسی در این وبلاگ با متد روز
میخوام از نویسندگی خداحافظی کنم.یا وبلاگ میفروشم.یا حذفش میکنم.یا میزارم خاک بخوره.شاید به امکان ده درصد بعد کنکور برگردم.اگه بفروشم و حذف کنم که با وبلاگ جدید برمیگردم و همتون پیدا میکنم.اگر هم بزارم خاک بخوره.جایی نرید شما که باز این جمع فوق العاده ای که دوسال حدودا پیدا کردم از دست ندم.بعد دوسالگی وبلاگ تصمیم میگیرم که چیکار کنم.تا اینجا باشم سمت درس و کنکور نمیرم.اگر کسی کاری داشته باشه باهام که مهم باشه جیمیل و ایدی اینستا رو میزارم.نمی
در بیان، با یک حساب کاربری میشه حداکثر دو وبلاگ ایجاد کرد. برای داشتن بیش از دو وبلاگ، باید یک حساب کاربری جدید درست کنیم و با حساب کاربری جدید، وبلاگ جدید رو راه بندازیم، مسئله ی که از اینجا به بعد ایجاد میشه اینه که باید برای رفت و آمد بین وبلاگ جدید و قدیم، از از یک حساب کاربری خارج و وارد حساب کاربری بعدی بشیم.
خب اینجا میشه با یک حرکت کاری کرد که در حساب کاربری اصلی هم به مدیریت وبلاگ های دیگه هم دسترسی داشته باشیم و دیگه مجبور به خروج از ح
من این وبلاگ‌ را حدود دو و نیم سال پیش درست کردم. بعد از نوشتن صفحات ویکی‌پدیای داستان شش کلمه‌ای و برای فروش: کفشهای کودک، پوشیده‌نشده دوست داشتم تا جای ممکن به ترویج این سبک در فضای ادبی فارسی کمک کنم*؛ پس این وبلاگ را ساختم تا اگر کسی به دنبال نمونه‌های فارسی این نوع داستان گشت بتواند پیدایش کند. بیشتر این داستان‌ها از خودم هست، تعدادی ترجمه و تعدادی از لا‌به‌لای متون نویسندگان.
حالا احساس می‌کنم به مدتی استراحت نیاز دارم. به احتمال
لعنتی اسمش سردرد است. اوج که میگیرد، درد بی درمان است.تمام جسم و جانم را زیرو رو میکندآن روی مدفون شده را
انگار که گدازه ای در جمجمه ام گذاشته باشند همانقدر تبدارمیسوزم.
داشتم میگفتم آن روی مدفون را، آن دخترکی که مدت هاست زنده به گور کرده ام، این درد بی امان جان دوباره میدهد
تو بگو با دردی که به اوج رسیده،نای مقاومت با دخترک هم میماند؟ دخترکی که همیشه در پستوی قلبم دفنش کرده ام تازندگی راحت تر باشد
اصلا بگو ببینم مگر این همه بی تابی،د
دانلود موزیک ویدیو عروسی از نریمان
دانلود اهنگ حالا حالا دستا بره بالا مونا
آهنگ حالا حالا حالا همه دستا به بالا اپارات
آهنگ حالا حالا همه دستا به بالا آپارات


اهنگ حالا حالا حالا حالا همه دستا ب بالا

متن آهنگ حالا حالا همه دستا به بالا

کلیپ آهنگ حالا حالا حالا همه دستا به بالا

اهنگ بندری حالا حالا
میدانستم که قبل ها در "بیان" یک وبلاگ داشتم ولی نمی دانستم هنوز آن وبلاگ وجود دارد. فکر می کردم که حذفش کرده ام. تا اینکه خواستم در وبلاگ "بیان" پیام بگذارم اما فقط کاربران خود "بیان" اجازه داشتند نظر بدهند. برای همین خواستم وارد حساب کاربری ام شوم اما شناسه را فراموش کرده بودم تا اینکه بازیابی شناسه را زدم و وارد اکانت خودم شدم و در کمال تعجب دیدم که یک وبلاگ وجود دارد!
خیلی هیجان زده ام. من چند ماه پیش دوباره وبلاگ نویسی را شروع کرده بودم اما د
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

خريد ساعت مچي اسپرت فشن ارزان زنانه دخترانه 1398 خانه ی موقتی وبلاگدهی سلام خوش آمدید گیمر های عزیز به سرزمین دانلود بازی های رایگان آسِمـــــان می‌نویســـد... سفینه آزادی آموزش رویت ???? شاخه طوبی ???? صفحه شیما سهرابی Morgan le Fay